امروز رفته بودیم ویلا
یه چیز خیییلی عجیبی دیدم!
یکی از درختای آلوچه شکوفه داشت!!! فک کن همزمان که داره خزون میشه و برگاش میریزه شکوفه هم داشت!! هوا گرم هم نبود، من بافت پوشیده بودم اونجا.
خب طبیعیه که به خاطر شرایط آب و هوایی این اتفاق افتاده.
اما این اتفاق رو به فال نیک میگیرم... بهار در خزان... چقدر زیبا و عجیب!
برچسب: نویسنده: بردیا محمدی تاريخ: يکشنبه 24 مهر 1401 ساعت: 12:33
برچسب: نویسنده: بردیا محمدی تاريخ: يکشنبه 24 مهر 1401 ساعت: 12:33
برچسب: نویسنده: بردیا محمدی تاريخ: يکشنبه 10 مهر 1401 ساعت: 14:02
دیروز بعد از ظهر رفته بودم آموزشگاه...
نزدیکای چهارباغ و ۳۳ پل هست آموزشگاهمون...
اینترنت نداشتم... خدا رو شکر با ماشین رفته بودم... وگرنه نه میتونستم اسنپ بگیرم... و نه تاکسی وجود داشت! باید پیاده برمیگشتم خونه...
و نگم از اوضاع و شرایط ملتهب اونجا
برچسب: نویسنده: بردیا محمدی تاريخ: جمعه 1 مهر 1401 ساعت: 14:20
برچسب: نویسنده: بردیا محمدی تاريخ: جمعه 1 مهر 1401 ساعت: 14:20
بالاخره تونستم وقت سفارت (ویزامتریک) بگیرم...
برچسب: نویسنده: بردیا محمدی تاريخ: جمعه 1 مهر 1401 ساعت: 14:20